میراث فرهنگی شوشتر هر زروز بدتر از دیروز
با سلام به تمام دوستان عزیز وتبریک سال نو
در این پست قصد دارم قسمتی از مشاهداتم را از سطح شهر بیان کنم واز مخاطبین عزیز دعوت کنم برای برطرف کردن این نقایص با اعلام نارضایتی خویش و پیگیری در رفع این مشکلات دین خود را به شهر خود ادا کنیم.
به همراه تعدادی از بستگان و دوستان برای دیدار از سطح شهر از خانه بیرون آمدیم در نگاه اول شهری بدون هیچ گونه بهداشت شهری مشاهده می شد آسفالت خیابان در هر کجای شهر قابل انتقاد بود از روی پل آزادگان که رد می شدیم گله های گوسفند از درون پیاده روها عبور می کردند وبوی نا مطبوعی به مشام می رسید . مشکل نظافت شهر و آسفالت خیابان را اینگونه توجیه کردم "شهرداری شوشتر در چندین نوبت با اعتصاب کارگران خود مواجه بوده و امسال به این دلیل شهر کمی نابسامان است ببخشید" اولین جایی که برای بازدید رفتیم آبشارها بود وقتی از ماشین پیاده شدیم با پل تخریب شده ی آبشارها و بوی بد فاضلاب در ورودی آبشارها و همچنین پلی که به زشت ترین شکل ممکن مسدود شده بود مواجه شدیم این منظره اول از آبشارها بود از دید مهمانان ما منظره ی بعدی تردد موتورسواران از لابلای دست وپای مسافران ومتاسفانه بیان الفاز زشتی از سوی برخی از آنان بود . خوب به هرشکل از آبشارها دیدن کردیم وبه سمت بند میزان رفتیم که در مقابل هتل جهانگردی ماشین ما در جوی فرو رفت بعد از آن بر روی بند میزان با خاک معلق در هوا که ناشی از تردد وسایل نقلیه بر روی پل جدید الحداث بود مواجه شدیم . پس از اندکی تامل به سمت قلعه سلاسل رفتیم .وارد خیابانی که به شکلی بسیار نا موزون سنگ فرش شده بود شدیم با تلی از خاک در سمتی از خیابان و آلودگی سنگ فرش ها از ماشین پیاده شدیم وارد قلعه شدیم به تصور سالهای پیش منتظران خوش آمدگویی راهنما یان بودیم اما دریغ از یک نفر "یکی از دوستان :آقای .... یه بروشور نیست در مورد قلعه .رفتم گشتم یه کانتینر دیدم یه خانوم بود بهش گفتم یه بروشور بهم داد" وارد تونل اول شدیم چراغ های آن خاموش بود با نور موبایل وارد شدیم ولی ادامه دادن مسیر میسر نبود گفتم بریم شوادانه اون طرف رو ببینیم قشنگه خیلی متاسفانه دیدیم که درب آن قفل است ودر راه پله ی آن چیزی جز مقداری خاک و زباله نیست . نا امید بر بالای قلعه رفتیم و با مردمی مواجه شدیم که از در ودیوار آثار باستانی بالا می رفتند و حتی یک نفر نبود که بر این مسئله نظارت کند. نا امید از قلعه خارج شدیم و به سمت خانه مستوفی رفتیم که در خروجی خیابان باز هم چرخ ماشین در جوب فرو رفت "میدونید کجا رو میگم همون جا که زباله های زندان همیشه تو خیابون ریخته شده اتفاقا اون روز هم بود" خلاصه به سمت خانه مستوفی رفتیم که نمی توان گفت اثر تاریخی است و بیشتر به یک بازارچه شباهت دارد در ورودی آن که تابلو فروشی بود اتاقها وحیات آن که تمام رزرو شده وارد زیرزمین شدیم که باز قابل تحمل تر بود البته عده ای در وسط آن کلاس خط برگزار کرده بودند وتردد را مشکل میکرد در یکی از اتاق ها پسربچه ای سوار بر ماکتها داشت عکس میگرفت وهیچکس بازهم نبود که نظارتی داشته باشد وبازهم نه راهنمایی ونه بروشوری وارد حیات که شدیم یکی از مهمانان ما برای خرید بستنی رفت که بستنی ۳۰۰ تومانی را ۵۰۰ تومان به ایشان دادند و من برای علت این موضوع به مدیر رستوران مراجعه کردم که گفت "اینجا یه مکان توریستی است و ما هر قیمتی که بخواهیم می توانیم بفروشیم حالا اگه ناراحت هستید برای شما همون ۳۰۰ تومان حساب کنیم " این هم جواب کسی که آثار باستانی را محل کسب وکار کرده و به تخریب آن دارد کمک می کند ونمی دانم چگونه این مجوز برای ایشان صادر شده است. این گوشه ای از مشاهدات من ومهمانانم از شهرمان بود به نظر شما آیا یک بار دیگر این مهمانان به شوشتر بیایند یا به کسی توصیه کنند که به شوشتر بیاید . دوستان عزیز مردم شریف شوشتر اینقدر بی تفاوت نباشید. به امید آبادی
هدف از ایجاد این وبلاگ ترغیب همشهریان عزیز به تلاش برای آبادی شهرمان است.(شوشتری-بختیاری-عرب) دیگر در این برهه از زمان هیچ معنایی ندارد.نگذاریم مسائل منسوخ شده ی قومی مانع از پیشرفت شهرمان و آیندگان ما شود.به امیدی آبادی شهرمان.