خبر فوری

بالاخره بر اثر بی توجهی مسئولین و بی مسئولیتی مردم پل گرگر فروریخت

شوشتری شرمت باد

شوشتری به پا خیز

شوشتری .............

نمی دانم دیگر چه مانده از این شهر که به آن به نازیم

به آبشار بی آبش ، به قلعه ی مخروبه اش ، به کارون بی آبش ، به غیرت مردمش

به شرکت های پر رونقش .

این مطالبی که نوشتم از روی ناراحتی بود ودیگر حوصله ندارم جمله بندی آن را درست کنم .

آه...................................

 

پیش خودتان فکر کرده اید اگر کسی گفت شهرتان کجاست ، چه دارد ، نمادش چیست ، چه می گویید

من در حالی که نظاره گر این منظره بودم ومو به تنم سیخ بود عده ای با پوز خند بی تفاوت  رد میشدند و من آتش میگرفتم.

البته افرادی بودند که ابراز ناراحتی می کردند همچون تیری در تاریکی ولی خوشا به غیرتشان

باید چاره ای اندیشید ویا مثل بسیاری از شوشتری ها شما هم از این که بگویید شوشتری هستیم ابا داشته باشید .

  

بی آبی

ازامروز صبح دوشنبه ۴ بهمن ۸۹  آب شرب منطقه فرهنگشهر قطع شده است و تا کنون که بیش از ۱۵ ساعت میگذرد هنوز قطع می باشد و زمان وصل شدن آن هم مشخص نیست وبا توجه به اینکه هیچگونه اطلاع رسانی قبلی نشده است مردم را با مشکلات زیادی مواجه کرده است نمی ذونم شاید آب تموم شده . بعد از ظهر بعد از مدتها از روی پل آبشارها رد شدم به هوای اون وقتا ایستادم به آبشارها نگاه کنم دیدم آبشاری نیست مو به تنم سیخ شد نا خداگاه اشک تو چشم جمع شد شنیده بودم آب کم شده ولی نمی دونستم که نبضه شهرمون ایستاده شاید آبشارهای شوشتر هم از بین رفتن ولی هنوز بدنش گرمه . یه چیزی میگم تجربه ی خودمه و همیشه درست بوده توی این شهر وقتی یه چیزی رو بعد از سالها بی توجهی بهش توجه کردن طولی نکشیده که از بین رفته ولی خدای من این بار دیگه اونجور نشه .