بالاخره بر اثر بی توجهی مسئولین و بی مسئولیتی مردم پل گرگر فروریخت

شوشتری شرمت باد

شوشتری به پا خیز

شوشتری .............

نمی دانم دیگر چه مانده از این شهر که به آن به نازیم

به آبشار بی آبش ، به قلعه ی مخروبه اش ، به کارون بی آبش ، به غیرت مردمش

به شرکت های پر رونقش .

این مطالبی که نوشتم از روی ناراحتی بود ودیگر حوصله ندارم جمله بندی آن را درست کنم .

آه...................................

 

پیش خودتان فکر کرده اید اگر کسی گفت شهرتان کجاست ، چه دارد ، نمادش چیست ، چه می گویید

من در حالی که نظاره گر این منظره بودم ومو به تنم سیخ بود عده ای با پوز خند بی تفاوت  رد میشدند و من آتش میگرفتم.

البته افرادی بودند که ابراز ناراحتی می کردند همچون تیری در تاریکی ولی خوشا به غیرتشان

باید چاره ای اندیشید ویا مثل بسیاری از شوشتری ها شما هم از این که بگویید شوشتری هستیم ابا داشته باشید .